تبليغاتX
روزهای انتظار ...

 

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است (دکتر علی شریعتی

<

به يادت داغ بـر دل مـی نشانـم
زديده خون به دامن می فشانم
چو نــی گر نالم از سوز جـدايـي
نيستان را به آتش می کشانم

به يادت ای چـراغ روشـن مـن
ز داغ دل بسوزد دامـن مـن
ز بس در دل گل يادت شکوفاست
گرفتـه بـوی گـل پيــراهن مـن

همه شب خواب بينم خواب ديدار
دلـی دارم دلـی بـی تـاب ديدار
تو خورشيدی و من شبنم چه سازم
نه تـاب دوری و نه تاب ديــدار

سـری داريـم و سـودای غـم تـو
پـری داريـم و پــروای غم تـو
غمت از هر چه شادی دلگشاتـر
دلـی داريـم و دريــای غم تـو

 

 
+.... و اما حكايتي ديگر |

بسم الله النور
این چند روز با چشمهای خودم چیزهایی دیدم که باور منو به این موضوع که " انسان نتیجه اعمالش رو توی همین دنیا می بینه(What ever you do comes back to you)" قوی و قوی تر کرد. واقعا که چه دقیق همه چیز برنامه ریزی میشه، تا اون چیزی که خواست خداست، محقق بشه. و وای بر ما انسانهای ضعیف که فکر می کنیم، این حوادث و اتفاقات خوب و بد، تصادفی است!! اصلا اینطور نیست. و براستی که حتی یک برگ بدون اراده و خواست او از درخت جدا نمی شود. الله اکبر و للله الحمد...
و چه فرصت اندک است و عجیب اینکه همیشه فکر می کنیم هنوز به اندازه کافی فرصت هست، انگار که یادمون میره دنیا همیشه زنگ تفریح نیست، زنگ بعدی زنگ حسابه.

خوبه  که بعضی وقتا با خودمون مرور کنیم....
  نمازم، دینم، کتابم، علمم، عملم، معرفتم، صله رحم نزدیکانم، دوستانم، دلجویی از فقرا، توجه به خانواده ام، لباسم، افکارم، رفتارم،حالاتم، سکوتم، گفتارم، عقایدم، عقده هایم، سیاستم، کسب و کارم، دنیایم، آخرتم و ....          و بین این همه کجاست خدایم ؟!!   

 

 

 
+.... و اما حكايتي ديگر |

بسم الله الرحمن الرحيم

قبل از هر چيز سلام و سپاس به دوستان عزيز كه با دقت و درايت مطالب اين سايت را مرور مي كنند.
و اما بعد ...
به ذهنم رسيد تا به منظور آشنايي و استفاده مفيد تر از مطالب روز، هر چند وقت يكبار در مورد موضوعاتي خاص با همديگه به صحبت بنشينيم. شايد باور نكنين ولي هر كاري كه در مورد بروز رساني اين سايت انجام ميدم به نوعي خودم خيلي در اون نقش موثري ندارم، در واقع به نوعي عامل و يا عواملي، مرا به سمت و سويي خاص هدايت مي كنن. ارتبابط روحي نزديك با محمود عزيز از جمله اونهاست. البته شايد شنيدن اين حرفها بدون داشتن زمينه  و يا تجربه قبلي، احساس خوبي به آدم نمي ده ولي  تاكيد مي كنم اينها چيزايي نيستن كه لزوما بشه لمسشون كرد تا بتوني به يك باور تبديلشون كني. و شايد يكي از دلايلي كه خيلي از ما ها را از حقيقت دور مي كنه اينه كه هميشه عادت كرديم به چيزهايي كه مي بينيم فكر كنيم كه شاعر هم در اين رابطه  ميگه : تو مو بيني و من پيچش مو ....

اين مقدمه اي بود، واسه اين كه بگم براي شروع، موضوع  ناگفته هاي عالم برزخ را انتخاب كردم مي خوام بهش بپردازم و در واقع در قسمت نظرات، از ديدگاه ها، برداشت ها و باورهاي شما  استفاده  خواهم كرد.

يادمون باشه اين سرنوشتي است كه بدون ترديد روزي در انتظار ما خواهد بود و پرداختن به اين جور چيزا در كنار مطالعات تخصصي و روزمره ما بي فايده نخواهد بود. 

 


ادامه مطلب
 
+.... و اما حكايتي ديگر |

به نام او که جاودانه است

 دكتر محمود


نمی دونم از کجا شروع کنم ...
ولی امشب با شبهای قبل خیلی تفاوت داشت، شاید به خاطر این بود که بعد از مدتها، حال و فضای سالهای قبل و به یاد موندنی با محمود عزیز، تجدید خاطره شد.
رفتن به جایی که محمود با تلاش شبانه روزی و خستگی ناپذیر خودش، اونجا را به مکانی مقدس و جاودانه مبدل کرده ،خالی از لطف نبود.
در و دیوار خونه پدری محمود، رنگ و بوی اون را می داد، انگار که واقعا هنوز می شد احساسش کنی.
سکوت ...
هیچ سخنی جایز نبود... و سکوت بیانگر حقیقتی وصف ناپذیر بود.
شاید اگر می شد که گوش دل  و چشم جان می گشودی، نغمه غم انگیز مادری را می شنیدی که غم جدایی فرزند او را فرسوده نموده و  دیدگان خسته پدری را می دیدی که هنوز چشم به راه بازگشت دوباره جوان از جان بهترش است...
واقعا زبان از گفتن شرح حال این ماجرا قاصر است...
مگر حقیقت را می شود انکار کرد؟
خدایا همان قلمی که خود به آن سوگند یاد کرده ای( ن و القلم ...)، روزی شهادت خواهد داد که این عزیز از جان بهتر، در راه معرفت و شناخت تو و کمک به خلق تو ،گام برداشت و از هیچ کوششی دریغ نکرد.پس روح بلندش را متعالی و با خاندان پیامبرت محشورش فرما. یا ارحم الراحمین و یا احکم الحاکمین.

 

 
+.... و اما حكايتي ديگر |